رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

176

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

اختيارات صدر به املاك خاصه محدود بوده است . اما اين مطلب با حقايق مطابقت ندارد . ساوه و استراباد مسلما در سال 1015 ( - 1606 م . ) حاكم‌نشين « 13 » بوده است و ما اصلا از اينكه اين دو ناحيه در دوران سلطنت صفويه خاصه بوده است خبرى در دست نداريم . اما بر خلاف آنها گيلان كه مدتى دراز قبل از سال 1015 ( - 1606 م . ) تبديل به خاصه شده بود تحت نظر يك صدر خاصه اداره نمىشد و در اين امر تا پايان دورهء سلطنت صفويه نيز تغييرى داده نشد : اختيارات قضائى صدر خاصه بعدها نيز به همان حدود قبل محدود بود « 14 » . استراباد و ساوه هميشه حاكم‌نشين بوده است « 15 » . مقدارى از املاك خاصهء مهم و معتبر مانند گيلان و فارس در حدود اختيارات صدر خاصه واقع نبود . از نمودارى كه در پائين به‌دست داده شده طرز تقسيم مناطق خاصه به دو صورت ، يك بار براى اولين دورهء صفويه و يك بار براى اواخر آن دوره به‌دست داده شده است . هرگاه به تفصيل توضيحى داده نشده باشد منابع ما براى اينكه روشن كنند يك ايالت خاصه بوده است همواره لفظ خاصه يا خاصهء شريفه را به‌كار مىبرند . حداكثر از زمان شاه طهماسب اول ( 84 - 930 - 76 - 1524 م . ) در خراسان « 16 » و

--> - رضى ، جانشين امير جلال الدين حسن « صدر اكثر محال عراق و مازندران » علاوه گرديد ( تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 761 و بعد از آن ، 1089 ) . پس با در نظر گرفتن مطالب اسكندر منشى شايد بتوان گفت كه وضع بدين قرار بوده است : شغل صدارت مانند گذشته از نظرگاه جغرافيائى تقسيم مىشده است . صدر عراق عجم بعدها سمت توليت موقوفات سلطنتى را نيز به عهده گرفت و از اين رهگذر صدر خاصه گرديد ( رجوع شود به رسالهء ساورى ، ص 316 و بعد از آن و اثر ديگر همين نويسنده تحت عنوان . ( Principal Offices II 80 ( 13 ) - دربارهء ساوه رجوع شود به تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 758 ؛ دربارهء استراباد رجوع شود به تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 657 ، 806 ، 835 . ( 14 ) - رجوع شود به تذكرة - الملوك ، ص a 4 و بعد از آن . ( 15 ) - رجوع شود به تذكرة الملوك ، ص a 118 و بعد از آن ، ص b 120 و بعد از آن . ( 16 ) - در دورهء شاه طهماسب اول از خراسان در تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 166 ذكرى هست ؛ از آن گذشته رجوع شود به حاشيهء نمرهء 66 فصل دوم و قسمتى كه در متن به آن مربوط است .